X
تبلیغات
פֿـבایا בستمــــ بـہ آسمانتـــ نمیرسـב...


פֿـבایا בستمــــ بـہ آسمانتـــ نمیرسـב...





نوشته شده در شنبه 2 دی1391 ساعت 20:9 توسط sahra|


دغدغهء روزمره ام ، بودن توست !

نفس کشیدنت ...
ایستادنت ...
خندیدنت ...

مــــــــــادرم♥

تو باشی و خدا ، دنیا برایم بس است ...


نوشته شده در جمعه 29 فروردین1393 ساعت 15:22 توسط sahra|




گفتند

فاطمیه کدام است؟

کوچه چیست؟

افسانه باشد این همه؛

گفتم خدا کند...


نوشته شده در جمعه 1 فروردین1393 ساعت 21:32 توسط sahra|


چشمهايت را ببند ،

در دلت با خدا سخن بگو ،

به همان زبان ساده ي خودت سخن بگو ؛

هرچه ميخواهي بگو ، او ميشنود . . .

شايد بخواهي تورا ببخشد ،

يا آرزويي داري ،

شايد دعايي براي يک عزيز و يا شکرش ،

بــگو ميشنود . . .

اين لحظه ي زيبا را براي خودت تکرار کن ؛

پــرواز دلـت را حـس خواهـي کـرد . . .



نوشته شده در جمعه 25 بهمن1392 ساعت 23:43 توسط sahra|


اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی.


دنبالت می گرده، وقتی گم شدی.


بیدارت کنه، وقتی خوابی.


نزدیکت باشه، وقتی بهش احتیاج داری.


باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه


 و در عوض هیچی نخواد بغیر از خود تو....

بهش می گن دوست؛ ... یه تیکه از زندگیت.......




نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1392 ساعت 21:35 توسط sahra|



میگم اگه این جمله نبود ما چیکار میخواستیم بکنیم؟؟؟


استغفرالله ربی و اتوب الیه


خدایا ... !


عجیب بخشنده و مهربونی ... !


پس خدایا ... !


فقط به نام خودت ... !




نوشته شده در جمعه 13 دی1392 ساعت 23:27 توسط sahra|


 قصه ام را اینگونه آغاز می کنم ...

یکی بود ... یکی هست ... یکی خواهد بود

او کسی نیست ؛ جز خدا

و من بدون او تنهاترینم




نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1392 ساعت 8:55 توسط sahra|



هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،


حتی نیمه پر هم نیستند ؛

وقتی چشمها جور دیگر می بینند .

وقتی دوست همه جا حضور دارد،

وقتی لطفش همه جا را پر کرده

آری ... چشمها را باید شست ...

بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ،

وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست ...





نوشته شده در شنبه 25 آبان1392 ساعت 18:21 توسط sahra|


عشق یعنی وقتی محرم نزدیک میشه.....

قلبت دوباره به تپش میفته......

مث یه امید دوباره.....

یه مدت غم های خودتو فراموش میکنی...

چون امام حسین انقدر مهربونه 

که مارو با همه ی گناهامون از در خونش نمیرونه.....


السلام علیک یا ابا عبد الله......



نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1392 ساعت 20:56 توسط sahra|



ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻓﺮﺩﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺵ !!!!


ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺪﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ …

ﻣﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ

ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﻗﺮﻧﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ!

ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺍﻭ …………..




نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1392 ساعت 11:33 توسط sahra|



لوس بابایی

عزیز دردونه بابایی

حتی اگر بهت نگه

دستت رو میذاره روی چشماشو میگه :

این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی

خلاصه دختر

یک کلام ....

"نـــفــــس بـــابــــاســــت" ...




نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1392 ساعت 1:11 توسط sahra|


کوچه ها را بلد شدم

رنگهای چراغ راهنما

جدول ضرب

در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم

اما گاهی میان آدمها گم میشوم

آدمها را بلد نیستم!!!





نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1392 ساعت 16:44 توسط sahra|



مراقب باش !

وقتی سوار بر تاب زندگی شدی،

دست روزگار هلت می دهد؛

ولی قرار نیست تو بیفتی!

اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی،

اوج می گیری...به همین سادگی...!




نوشته شده در جمعه 29 شهریور1392 ساعت 12:43 توسط sahra|



دلم یک شب تا صبح نشستن هایم را میخواهد در صحن انقلاب

 و تا نماز صبح خیره به ایوان ِ طلا

 و سکوت و سکوت و سکوت و بُهت ..

که من کجا اینجا کجا؟ !! ...

و در همه این سکوت ها عشق بازی هایم ..

و شکست همه سکوت ها با صدای نقاره زدن ..

و پریدن ِ دل ِ من که اینهمه انتظار شنیدن این نقاره را کشیده بود

آقا میبینی دلم چقدر تنگ است؟؟؟؟





نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1392 ساعت 2:3 توسط sahra|



آدمهايي هستند كه شايد كم بگويند "دوستت دارم"

يا شايد اصلا به زبان نياورند دوست داشتنشان را...

بهشان خرده نگيريد!

اين آدمها فهميده اند "دوستت دارم" حرمت دارد، مسئوليت دارد...

ولي وقتي به كارهايشان نگاه كني، دوست داشتن واقعي را ميفهمي...

ميفهمي كه همه كار ميكند تا تو بخندي...تا تو شاد باشي...

آزارت نميدهد...دلت را نميشكند....

به هر دري ميزند كه با تو باشد...

من اين دوست داشتن را مي ستايم...




نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1392 ساعت 16:13 توسط sahra|


ما همه با زندگی معامله میکنیم...!

با خودمان هم معامله میکنیم!

و با کسانی که دوستشان داریم هم...!

اگر نبخشی، نمی بخشم!

خیانت کنی، خیانت می کنم!

بدی کنی، بدی می کنم!

دروغ بگویی، دروغ می گویم!

و اینگونه است که همیشه کوچک می مانیم;

باید بدانیم که با خوب، خوب بودن هنر نیست...!







نوشته شده در شنبه 2 شهریور1392 ساعت 10:4 توسط sahra|





همه درها اگه بسته س ،

رو به آسمون دعا کن

اونجا که پنجره بازه،

تو فقط

خـــدا

خــــــدا

کــــــــــــــن...

نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد1392 ساعت 19:18 توسط sahra|




و چقدر سخت است ,

که این عزیزترین عید را

بدون آن عزیزترین غایب از نظر

بگــــــــــذرانیم

اللهم عجل لولیک الفرج



نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1392 ساعت 17:39 توسط sahra|


غریب یثرب و مظلوم کوفه

هوای کوی زهـــــــــــرا دارد امشب . . .



امشب سر مهربان نخلى خم شد

در کیسه نان بجاى خرما غم شد

در کنج خرابه ها زنى شیون کرد

همبازى کودکان کوفه کم شد . . .



نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1392 ساعت 12:11 توسط sahra|




تشنه ام اين رمضان تشنه تر از هر رمضاني،

شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني-

ليله القدر عزيزي است بيا دل بتکانيم،

سهم ما چيست از اين روز ؟؟

همين خانه تکـــــــاني...





نوشته شده در شنبه 5 مرداد1392 ساعت 13:54 توسط sahra|


خدایا دلم هوای دیروز را کرده...

هوای روزهای کودکی را...

دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم...

آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد...

دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم...

... و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را...

میخواهم خط خطی کنم...

تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند...

دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت...

در دفتر نقاشی تان هر چه میخواهید بکشید...

این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تــــــــو...





نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1392 ساعت 11:32 توسط sahra|




سلام

 اسمم : رمضان.

عمرم : چهارهفته.

قلبم: یكی ازبناهای بهترین دین روی زمین.

موجودم : ثواب.

وجودم: بركت............

 آمدن ماه مغفرت برشمااااااا  مبارك....


نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1392 ساعت 12:13 توسط sahra|



از من تا خدا راهی نیست

فاصله ایست به درازای من تا من

و در این هیاهوِی غریب

من ، این من را نمیابم!




نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1392 ساعت 12:56 توسط sahra|




کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز

کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز

یک نفر فردا زمین را نور باران می کند

"مهـــــــــدی" ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز


نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1392 ساعت 16:7 توسط sahra|



الهم عجل لولیک الفرج...



نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1392 ساعت 15:15 توسط sahra|

            

چقدر منتظرم من، خدا کند تو بيايي

نشسته پشت درم من، خدا کند تو بيايي

از آن درخت شکسته، از آن پرنده خسته

هنوز خسته ترم من، خدا کند تو بيايي

هميشه در سفري تو، بهار و برگ و بري تو

درخت بي ثمرم من، خدا کند تو بيايي

غريب مانده ام اينجا، غريب مثل پرستو

شکسته بال و پر من، خدا کند تو بيايي

شب است و ماه، تويي تو؛ نشان راه تويي تو

ببين که در بدرم من، خدا کند تو بيايي



الهم عجـــل لولیک الفرج


نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت 15:18 توسط sahra|




دستان من نمی توانند... نه نمیتوانند...


هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند !!!


تو به سهم خود فکر میکنی!

من به سهم تو!





نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت 13:16 توسط sahra|



حسين سلطان عشــــــــــــــــــــــــــــــق،

عباس ساقي عشــــــــــــــــــــــــق،

زينب شاهد عشـــــــــــــــــــق

و سجاد راوي عشـــــــــق.

کاروان عشــــــــــق در راه است

و خود "عشــــــــــــق

نيمـــــــه شعبان خواهد آمد…

اعياد شعبانيه مبارک.


نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1392 ساعت 10:49 توسط sahra|



خطا از من است میدانم

از من که سالهاست گفته ام *ایاک نعبد* اما به دیگران هم دل سپرده ام.

از من که سالهاست گفته ام * ایاک نستعین* اما به دیگران هم تکیه کرده ام.


اما خدای من رهایم نکن...
بیش از همیشه دلتنگتم...
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم...


نوشته شده در جمعه 17 خرداد1392 ساعت 16:53 توسط sahra|



ﻫﻨـــــﻮﺯ ﺁﻧﻘــﺪﺭ ﺑﺰﺭﮕـــــــــــــــــــ ﻧﺸﺪﻡ ﮐـﮧ ﻣــﺮﺁ...

ﺑـــﮧ ﺣــﺂﻟــ ﺧﻮﺩ ﺭﻫــﺂ ﻛﻨــﮯ.

مــی بینــی ، ﺩﺳﺘــﺂﻧﻢ ﻫﻨــﻮﺯ...

ﺇﻟﺘــﻤﺂﺱ ﺩﺍﺭﺩ... . .




ﺧﺪﺍﻳــــﺂ !

ﺣﺘﮯ ﺑﺮﺁﮮ ﻟﺤﻆــﮧ ﺍﮮ ﻛﻮﺗـــــــــــﺂﻩ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺭﻫــــــــــﺂ ﻧﻜﻦ

ﻣﻨـــــــــــ ﺷﺂﮔﺮﺩ ﺧﻮﺑﮯ ﻧﻴﺴﺗـــﻢ



نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1392 ساعت 14:10 توسط sahra|


آخرين مطالب
»
» ولادت ام الائمه...زهرای فاطمه ...روز مــــــــــادر مبارک ..
» سال نــــــــــــو فاطمی...
» پرواز دلت رو حس کن...
» به این میگن دوست...
» فقط خـــــــــــــــــدا...
» یکی هست...
» الحمد لله رب العالمین...
» دوباره آمد بوی ماه محرم...
» اعتماد کن...

Design By : RoozGozar.com